أبو علي سينا

38

طبيعيات ( فارسى )

بعضى از وى بگداختى « 1 » و بعضى نگداختى ، زيرا كه « 2 » گرمى وى بيرون افتادى ، و اندرون وى « 3 » فسرده‌تر شدى . و بايستى كه اگر سر برمه « 4 » گرم شدى - و بناگاه بشكستى اندرون وى سرد بودى ؛ و ليكن نه چنين « 5 » است ، - كه اندرون - و بيرون « 6 » گرم تر بود از آن كه « 7 » باوّل بود . و همچنين - اگر كسى آب را بقوّت اندر مشكى « 8 » بجنباند - وقتى دراز ، - همگى وى « 9 » گرم شود : اندرون - و بيرون ، و نچنان « 10 » بود كه بيرون گرم بود « 11 » از جهت بيرون آمدن آتش ، و اندرون سرد ؛ بلكه هموار بود ، - و چون هموار بود آتش اندر وى هموار بود ، و چون هموار بود همان « 12 » بود - كه باوّل بود - پيش از « 13 » جنبش ؛ الّا كه گويند كه جنبش آتش و را « 14 » گرم

--> ( 1 ) بعضى از بعضى بگداختى - ل . ( 2 ) ازيرا كه - ط - كب ، - زيرا كه كه - ه . ( 3 ) و اندر وى - ق - م - ك - كب . ( 4 ) بى : سر - د - ن ، - اگر بر ( ظ : سر ) مته - ط ، - اگر ديگ سنگى سر برمه - آ ، - اكر ديك سنگى بر مه سرخ الخ - ق ، - بجاى : « اگر سر برمه » - « هر چه » - كب ، - بر سه ديگ سنگى - حاشيهء م . ( 5 ) ليكن ديگ سنگى نه چنين - ح م ، - ليكن به خير - ه . ( 6 ) بيرون و اندرون - ه ، - اندرون وى - ط - ه - د - ن - خ كب - ظ . ( 7 ) بود و برون از آنچه - د ، - بود و بيرون از آنچه - ط - ن ، - بود و برون از آنكه - آ . ( 8 ) بمشكى - ط - د - ن . ( 9 ) بى : وى - ط - د - ن . ( 10 ) اندرون بيرون بجنبان - ه . ( 11 ) گرم شود - كب . ( 12 ) بلكه هموار بود آتش اندر وى و چون هموار بود همان - م - ك - ط - د - ن . ( 13 ) بى : از - ق - آ - ه ، - همان بود كه اول بود از - ط - د ، - همان كه اول بود از - ن . ( 14 ) او را - ه - ط - د - ن - كب .